آوین جون آوین جون ، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

آوین فرشته کوچولوی مامان و بابا

خلوت بابایی و آوین (حرف دل)

ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﯿﺠﻨﮕﺪ ﻧﺠﻨﮓ ﭼﺮﺍ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﮑﻦ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﯽ ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻨﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﯾﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ ﺟﺎﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﻣﻦ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺮﺧﯿﺰ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ ﻭﻟﯽ ﺳﻌﯽ ﻧﮑﻦ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻔﻬﻤﺎﻧﯽ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺷﻌﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ ﻫﻮﺍ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ...
20 فروردين 1393

عید نوروز

همسرم همیشه برقرار باش تا بی قرار نباشی چرا که در تمام لحظه‌های سخت و مشکلات زندگی تو تنها تکیه گاهم هستی عیدت مبارک    مادرم و پدرم با پایان سال شروع به خانه تكانی كردم؛
 به خانه دل كه رسیدم محبتتان  را برداشتم نه غباری داشت ونه كهنه شده بود؛ 
مهرتان جاودانه دردلم خواهد ماند .فرشته های آسمانی در مقابل خوبی های شما  سر خم خواهند کرد زیرا شما  یکی از آنهایی. مادرو پدری که همیشه هوای بچه هایش را داشته اند و من به خود می بالم که مادر و پدر من هستید .   برادرم حافظ گشوده ام، وچه زیباست فال تو حتما قشنگ میشود امسال حال تو با آن زبان فاخر و ایرانی اصیل فرخنده باد روز و شب و ماه و سال تو &n...
20 فروردين 1393

عشق یعنی....

به من گفته بودند عشق را در جایی می توان یافت که زندگی باشد، که زیبایی باشد. گفته بودند عشق در روییدن است، در دل سپردن. و من به جستجوی عشق برآمدم و آن را در رویاندن دیدم، در زندگی بخشیدن. عشق را در جان کسی یافتم که وجودش را فداکارانه، ایثار کرد تا تجسم عشقش، خورشید تابناک حیات دیگری باشد. آن کسی که تمام شادی های دنیا را در شنیدن ضربان های قلب کودکش خلاصه کرد. کسی که خداوند ماهتاب عشق در زمینش نامید. من، عشق را در تلالو چشمان کسی یافتم که اولین گام های کودکش را به تماشا نشسته بود. عشق را در دستان لرزان کسی دیدم که پیشانی تب دار فرزندش را نوازش می کرد. من، عشق را در آغوش گرمی دیدم که همواره، گرم و گشوده و پذیرا است. ...
17 فروردين 1393

چند روزی به پایان سال نمونده

دخترک شیطون بلای خودم سلام الان که دارم واست مینویسم دقیقا 9 روز به عید نوروز مونده .1 سال داره میگذره و ما شاهد بزرگتر شدن و صد البته شیطون تر شدنت میشیم . 1 سال هم داره میگذره با تمام خوبی ها و بدی هاش ... خوشی ها و ناخوشی ها ...  امسال آبان و آذر از بدترین روزهای زندگیم بود ...که تو مریض بودی و روی تخت بیمارستان همه 16 ماهگیت گذشت. روزای خیلی سختی بود واسه هممون ولی هرچی بود گذشت ...بقول اون شعری که میگه : من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد . ....واقعا هم معجزه شد خدایا هر چی شکر کنم بازم کمه خدایا ممنونم ازت بازم جا داره از دکترای خوبت هم تشکر کنم که همیشه بهمون لطف داشتن و بهمون امیدواری دادن ( دوس دارم بازم...
2 فروردين 1393

عکسهای آتلیه

بالاخره رفتم تا عکسای آتلیه ات رو انتخاب کنم ....ولی آخه شیرین عسلم از بین 60-70 تا عکس فقط 4 تاش خوب بود از بس که اذیت کردی ولی بازم از هیچی بهتره بفرمایید عکس::: اینو روی تخته شاسی چاپ کردیم ناز شده           ...
2 فروردين 1393
1